درباره وب

سرنوشت شما را دو چیز مشخص می کند:
1- انسانهایی که در طول عمر خود ملاقات می کنید.
2- کتابهایی که در طول عمر خود مطالعه می کنید.

 

لینک دوستان
جستجوی وب
برچسب ها وب
لینک های مفید



زندگی درست از آنجایی شروع می شود که تصمیم می گیری یک آدم معمولی نباشی

یک مادر معمولی ، یک کارمند معمولی ، یک نانوای معمولی و یا هر چیز دیگری از نوع معمولی

اصلا بهشت هم سزاوار کسی است که به کم راضی نمی شود

پس یاد بگیر که معمولی نباشی

مسیر خودت را پیدا کن و محکم و با اراده در آن قدم بردار

تا آخر مسیر ببین که معمولی نبودن چه کیفی دارد

وقتی که توانسته ای دستخط و امضای خاص خودت را در زندگی پیدا کنی

پس یاد بگیر که معمولی نباشی

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه فال به نام من دیوانه زدند ...

قرعه فال به نامت خورده دیوانه

پس خواهشا یاد بگیر معمولی نباش


موضوعات مرتبط: دل نوشته ، روز نوشت
برچسب ها: زندگی , آدمیزاد , بهشت , بار امانت

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۳۱ | 8:46 | نویسنده : |

خدا از سر تقصیراتمان بگذرد

عادت داریم به پیش داوری

اگر بتوانیم همین پیش داوری هایمان را کنار بگذاریم که کار بسیار سختی هم هست به نظرم خیلی در زندگی جلو می افتیم. زمانی که در دانشگاه آزاد بودم وقتی اسم دکتر طهرانچی را می شنیدم با خودم می گفتم این همه پول می گیرند و آخرش که چه؟! این قضاوت ها در حالی بود که حتی چهره ایشان را هم ندیده بودم و فقط می دانستم ریاست دانشگاه آزاد را بر عهده دارند.

وقتی بعد از شهادت ایشان مصاحبه های ایشان را دیدم چقدر دلم لرزید. متوجه شدم چقدر ایشان دغدغه مند بودند و فعالیت موثر در دانشگاه داشته اند. حالا هم هر وقت به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم مشرف می شوم می روم بالای سر مزار ایشان و از ایشان می خواهم که کمکم کنند.

خدا دستمان را بگیرد تا نعمتی را داریم قدرش را بدانیم.

چه دسته گلهایی را تقدیم کردیم.

راهتان پر رهرو ای شهیدان والا مقام...


موضوعات مرتبط: شهدایی ، دل نوشته ، روز نوشت
برچسب ها: شهد دکتر طهرانچی , شهید دانشمند

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۳۰ | 7:15 | نویسنده : |

دنیا با همه اخبارهای بدش

هنوز هم می تواند دلیلی داشته باشد برای ادامه دادن...


موضوعات مرتبط: زندگی ، روز نوشت
برچسب ها: زندگی

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۳۰ | 6:50 | نویسنده : |

فیلم برای دهه هشتاد است با بازی گلزار و عطاران و باران کوثری.همان سالها فیلم را دیده بودم. الان که می بینم داستان کلی فیلم یادم نیست. حالا سالها گذشته و زندگی ام جور دیگری رقم خورده. ماجرای فیلم را این بار جور دیگری درک می کنم. جور دیگری که این بار آن را زندگی کردم. فیلم کمدی است ولی از حدود ده دقیقه پایانی فیلم هم ذات پنداری می کنم و با آن اشک می ریزم. آخ که بعضی داستانها را در قالب فیلم دیدن یک چیز است و آن را تجربه کردن چیز دیگری.

داستان فیلم " توفیق اجباری " ماجرای سوپر استاری است که از همسرش جدا شده ولی همسر سابقش به زندگی او سرک می کشد و داستانهایی را برای او ایجاد می کند.


موضوعات مرتبط: روز نوشت ، فیلم
برچسب ها: فیلم , فیلم سینمایی , توفیق اجباری , رضا عطاران

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۹ | 12:5 | نویسنده : |

کدو حلوایی را هم دوست دارم هم برایم انگار قداست خاصی دارد. مخصوصا اگر سوغات شمال باشد. هم انصافا خوشمزه است و هم من را هر دفعه یاد داستان کدو قل قله زن می اندازد. هر بار که شروع می کنم که پوست کدو را بگیرم و هسته هایش را جدا کنم درست همه آن داستان پیرزن جلوی چشمهایم می آید و ناخودآگاه لبخند می زنم. با خودم می گویم چقدر داستان مهم است. حتی داستانهایی که در کودکی می شنویم چنان اهمیتی دارند که تا بزرگسالی مان ادامه پیدا می کنند و تمامی ندارند. داستان ها را جدی بگیریم، داستان های خوبی مثل داستان کدو قل قله زن بچگی.


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: کدو قل قله زن , داستان , داستان کودک

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۹ | 9:45 | نویسنده : |

در مقدمه کتاب " پروفسور " نوشته شارلوت برونته خواندم که نویسنده این رمان را سه بار به انتشارات مختلف برد و هر سه بار هم رد شد . بعد از مرگ نویسنده تصمیم به چاپ این رمان گرفته شد. با خودم امیدوار شدم. پس بعضی چیزها هست تازه بعد از مرگ آدمیزاد جواب می دهد. پس صبوری کن صبوری


موضوعات مرتبط: نویسندگی ، روز نوشت
برچسب ها: صبوری , نویسندگی , نویسنده , شارلوت برونته

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۹ | 9:35 | نویسنده : |

روزی می رسد

که حتی از استخوان های مدفون شده ات

بوی نجاستت

پاک نشدنی است

کفتارها

تا همیشه کفتارند

28 تیر 1404

بهار


موضوعات مرتبط: دل نوشته ، شعر ، روز نوشت
برچسب ها: مرگ , کفتار

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۸ | 10:57 | نویسنده : |

اسمت ؛ آتش

صدایت ؛ گلوله

چهره ات ؛ کفتار

مرگ همین حوالی است

آماده باش

پایان، نزدیک است

28 تیر 1404

بهار


موضوعات مرتبط: دل نوشته ، شعر ، روز نوشت
برچسب ها: مرگ گفتار

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۸ | 10:48 | نویسنده : |

بالاخره تمام شد

مرگ بالای سرش چرخیده بود

جنازه اش را که از خانه بردند

آشغال هایش را هم

با خودش بیرون ریختند

خانه داشت تازه

رنگ و بوی بهار را به خودش می گرفت

زمستان تمام شده بود

زندگی از لای پنجره ها

بیرون می زد . . .

27 تیر 1404

بهار


موضوعات مرتبط: شعر ، روز نوشت
برچسب ها: زندگی , شعر , مرگ

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۶ | 16:19 | نویسنده : |

تبر به دوش

بر سر مردن رقابت می کینم

بار سنگین هیزم کمرمان را خم کرده

زیر چشم هایمان گود رفته

دست هایمان چروکیده

تکه ای آب روی زمین افتاده

خدا کند که

این بار هم سراب نباشد

27 تیر 1404

بهار


موضوعات مرتبط: دل نوشته ، شعر ، روز نوشت
برچسب ها: مرگ و زندگی , سراب

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۶ | 16:10 | نویسنده : |

پیرمرد، شمر بن ذوالجوشن بود.

وقتی سقط شد

شهر، را با ارثیه ای که با خودش به گور نبود

سور سات راه انداختند.

همه جا را چراغانی کردند.

طاعون از شهر برای همیشه رفته بود.

24 تیر 1404

بهار


موضوعات مرتبط: شعر ، روز نوشت
برچسب ها: طاعون , شمربن ذوالجوشن

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۴ | 9:8 | نویسنده : |

در این مدت جنگ دوازده روزه ، اقتدار و قدرت ایران عزیزمان بیشتر به چشم اومد.

خدا قوت به همه نیروهای پدافند

ایران عزیزمان روز به روز مقتدر تر و آبادتر

به لطف خدا


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: ایران مقتدر

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۱۸ | 19:52 | نویسنده : |

ای میهن خدایی صحن امام رضایی

ایران ذوالفقار و ایران عاشورایی . . .


موضوعات مرتبط: شعر
برچسب ها: ای ایران بخون

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۱۷ | 15:15 | نویسنده : |

شاید فکر کنی برای خودت می نویسی

ولی تک تک کلمات برای آدم مسئولیت می آورد.

یاد خاطرات پایانی از آدم هایی می افتم که زندگی بین مان فاصله انداخت.

سر همان حرف های و پیام های تلخ پایانی شان که بی پاسخ از آنها عبور کردم مطمئن هستم که باید روزی در محضر خدا پاسخگو باشند.

روی تک تک کلماتمان حساس باشیم که تاوان دارد.


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: نوشتن , کلمات , مسئولیت

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۱۳ | 15:41 | نویسنده : |

هر سال محرم ،مثل ابر بهار در مجالس و روضه های اباعبدالله ( ع ) اشک می ریختم.

امسال اما این جور نبود و از دست خودم ناراحت بودم.

بالاخره رزق اشکم رو در مجلس قاسم بن الحسن( ع ) گرفتم و حال دلم منقلب شد.

هر چیزی که به ما می دهند رزق است حتی همان اشکی که در روضه ها می ریزیم.

و خدا رزق تو را برای من زیاد کند حسین جان.


موضوعات مرتبط: روز نوشت ، امام حسین (علیه السلام)
برچسب ها: اشک , باب الحوائج , قاسم بن الحسن , ع

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۱۲ | 5:32 | نویسنده : |

ماه منیر از اتاق نشیمن بلند گفت : " برای من توی لیوان چای نریزی ها."

آرزو یک دست قوری و یک دست چای صاف کن لب به هم فشرد و تا از ذهنش گذشت که مادر هر چیزی را صد بار یاد آوری می کند ، یاد حرف آیه افتاد . " آژو خانم ، یک چیز را شصتاد بار تکرار نکن . " قوری را گذاشت روی سماور و با استکان بلور و دو لیوان دسته دار توی سینی رفت به نشیمن .

منبع : کتاب " عادت می کنیم "

نوشته زویا پیزاد


موضوعات مرتبط: کتاب ، برگزیده ای از کتابها
برچسب ها: عادت می کنیم , زویا پیرزاد

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۱۰ | 9:0 | نویسنده : |

دلتنگ و بی تاب حرمتم

اربعین از لیست زائرات جا نمونم...


موضوعات مرتبط: امام حسین (علیه السلام)
برچسب ها: حسین جانم , کربلا , محرم

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۹ | 14:38 | نویسنده : |

با چشم های خودمان قدرت بی نظیر پدافند کشورمان را دیدیم.

خدا را هزاران بار به خاطر وجود ایران عزتمند و با شکوه متشکرم.

دستاوردی که این ایام برایم داشت از پیام رسانهای جاسوسی واتساپ و تلگرام و اینستاگرام، حساب کاربری ام را پاک کردم.

حداقل کاری بود که برای حفظ امنیت عزیرانم و کشورم از دستم بر می آمد.

اصلا اینستاگرامی که حتی اسم حاج قاسم را نمی توانستی در آن بیاوری باید زودتر از اینها پاکش می کردم.

حالا وقتم آزادتر شده و بیشتر به کارهای شخصی ام می رسم.

خدایا شکر برای داشتن ایران آزاد و عزتمند مقتدر


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: جنگ , تلگرام , واتساپ , اینستاگرام

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ | 14:54 | نویسنده : |

از بین فیلم ها موضوع جنگ را انتخاب می کنم. نام " اشک هور " برایم آشناست. رویش کلیک می کنم . سرعت نت کمی اذیت می کند.با این اوضاع،دلم می خواهد برای فیلم با موضوع جنگ وقت بگذارم. متوجه می شوم فیلم در مورد شهید علی هاشمی است. خوشحال می شوم. قبلا متاسفانه کتابی در مورد شهید نخوانده ام و یا فیلمی در موردش ندیده ام. فقط اسمش به گوشم خورده.

چقدر دوست داشتم با همه زن بودنم و با آن که سن و سالم قد نمی دهد در آن روزهای دفاع مقدس بودم و در کنار رزمنده ها می توانستم از وطنم دفاع کنم.

کنار چمران ها ، باکری ها ، همت ها و بروجردی ها

خوب که فکر می کنم روزگار فعلی مان هم زمانی است که باید رزمنده بود و با تمام وجود از این مرز و بوم دفاع کرد.

فیلم که جلو می رود حالم به تدریج عوض می شود و تا انتهای فیلم با اشک های ننه علی ، گریه می کنم و اشک می ریزم.

چقدر خوبند آدم های خوب که می توانند تاثیرات مثبتی در دیگران ایجاد کنند.

خدایا ما را جز خوبان خودت قرار بده


موضوعات مرتبط: فیلم
برچسب ها: فیلم سینمایی , جنگ , اشک هور

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ | 12:17 | نویسنده : |

امروز اولین مراسم هیاتهای امام حسین( ع ) شروع می شود.

خدا را شکر که رسیدیم به محرم

به رسم قدیمی ها، اذن عزاداری و پوشیدن رخت سیاه را از مادرش زهرا (ع ) باید یگیریم.

سلام بر محرم

سلام بر حسین( ع )


موضوعات مرتبط: امام حسین (علیه السلام)
برچسب ها: محرم , روضه , اباعبدالله , ع

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ | 7:44 | نویسنده : |

پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله :

عشق به وطن

نشانگر ایمان است

الخزائن صفحه 487


موضوعات مرتبط: جملات زیبا و حکیمانه ، مذهبی
برچسب ها: وطن , ایران عزیزتر از جان

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ | 7:30 | نویسنده : |

در این روزها سعی کردم خودم را با فیلم دیدن مشغول کنم. روایت جنگ برایم مهم شده بود.

رفتم سراغ فیلم های جنگی . فیلم " درخت گردو " با بازی فوق العاده و متفاوت پیمان معادی را خیلی خوشم آمد.

فیلم " ویلایی ها " را هم با بازی پری ناز دیرباز و لادن طباطبایی با این که قبلا دیده بودم ولی مجدد تماشا کردم و لذت بردم.

واقعا جنگ از آدم ، چیز دیگری می سازد.

با این که اوضاع جنگ حالا خیلی ویران کننده تر از جنگ اوایل انقلاب است ولی انگار هنوز بعضی ها نمی توانند این دشمنی را ببینند و باور کنند.

این فیلم ها را باید دید. کتابها را باید خواند . باور کنیم که دشمنی ها علیه ما از سالها پبش بوده و همچنان ادامه دارد.

هر چه باشد , با توکل بر خدا پیروز نهایی این نبرد ما هستیم.


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: جنگ , فیلم سینمایی , درخت گردو , ویلایی ها

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ | 7:10 | نویسنده : |

دنبال یک کتاب مناسب برای این روزها بودم. در برنامه فرا کتاب به کتاب " خط مقدم " برخوردم . هم رایگان بود و هم صوتی . کتاب " خط مقدم " روایت برشهایی از زندگی شهید حسن طهرانی مقدم ، پدر موشکی ایران ، است . شهید طهرانی مقدم روی مزارش طبق وصیتش نوشته شده است : شخصی که می خواست اسرائیل را نابود کند.

همه ما امنیت و آسایش و زندگیمان را مدیون چنین بزرگانی هستیم. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

کتاب " خط مقدم " به قلم فائزه غفار حداد را در برنامه فرا کتاب به صورت رایگان و صوتی بشنوید.


موضوعات مرتبط: کتاب
برچسب ها: خط مقدم , شهید طهرانی مقدم , پدر موشکی ایران , فائزه غفار حداد

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ | 6:43 | نویسنده : |

کتاب " جنگ چهره زنانه ندارد " را شروع به خواندن می کنم.

کتاب ، روایت زنانی است که در جنگ حضور داشته اند. زنانی از آلمان، شوروی ، روسیه و سایر نقاط دنیا.

با خودم می گویم که چقدر خوشبختم که یک زن ایرانی ام و این بار بزرگ حضور در معرکه جنگ از دوشم برداشته شده است.

همان 30 صفحه اول کتاب واقعا به این که یک زن ایرانی هستم افتخار می کنم.

زنده باد ایران و ایرانی


موضوعات مرتبط: کتاب

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ | 6:43 | نویسنده : |

این روزها دنبال کمی فارغ شدن از حال و هوای اخبار بودم. سریال آمرلی را شروع به دیدن کردم و همه بیست قسمتش را در دو روز دیدم و لذت بردم. قسمت های پایانی سریال، بعضی جاها حتی اشکم سرازیر شد. به ایران و ایرانی بودنم افتخار می کنم. به قهرمانانی مثل حاج قاسم سلیمانی می بالم . و چقدر خوب که ما ملت امام حسینیم و ملت شهادتیم.

اگر اهل دیدن سریال هستید ، تماشای سریال آمرلی با بازی مصطفی زمانی را حتما به شما پیشنهاد می کنم.


موضوعات مرتبط: روز نوشت
برچسب ها: فیلم , سریال , آمرلی , مصطفی زمانی

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ | 6:34 | نویسنده : |

از صدای غرش موشک های ایرانی در پناهگاه می لرزیدکه پیامک روی گوشی اش را خواند :

" شما با دستان خودتان گور خود را کندید ! "

به قلم : مریم محمدی


موضوعات مرتبط: خبر
برچسب ها: جنگ , ایران عزیزتر از جان

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۲ | 21:10 | نویسنده : |

امتداد رد نورانی رنگارنگ را که وسط آسمان دید، ضربان قلبش به تندی افتاد . بهت زده فریاد زد:

- اژدها . . . اژدهای ایرانی !

دوید تا خودش را به پناهگاه برساند که از هشدار دهنده ها ، موزیکی عجیب پخش شد:

- خیبر ، خیبر یا صیهون.

لرز که در ساق پاهایش راه گرفت ، با سر به زمین خورد. با مشت به زمین کوبید و بر خودش لعنت فرستاد که روزی پا به این سرزمین گذاشت.

به قلم : مولود توکلی


موضوعات مرتبط: خبر
برچسب ها: تل آویو , مرگ بر اسرائیل

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۲ | 21:10 | نویسنده : |

اسفند 1366:

- کجا را زدن؟

خرداد 1404؟

- کجا را زدیم ؟

به قلم : الهه ایزدی


موضوعات مرتبط: خبر
برچسب ها: جنگ , ایران عزیزتر از جان

تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۰۲ | 21:3 | نویسنده : |