پیرمرد، شمر بن ذوالجوشن بود.
وقتی سقط شد
شهر، را با ارثیه ای که با خودش به گور نبود
سور سات راه انداختند.
همه جا را چراغانی کردند.
طاعون از شهر برای همیشه رفته بود.
24 تیر 1404
بهار
موضوعات مرتبط: شعر ، روز نوشت
برچسب ها: طاعون , شمربن ذوالجوشن
تاريخ : ۱۴۰۴/۰۴/۲۴ | 9:8 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By Pichak :.