روزی که ما رسیدیم لندن ششم یا هفتم محرم بود . دو سه روزی که من و بابا اونجا بودیم، هر رو حال بدی داشتیم. انگار قفل کرده بودیم. یک شب من خیلی به هم ریختم. گفتم خدایا ما هر سال این موقع هیئت یا روضه بودیم.
من ایران که بودم هیئت می رفتم، ولی هیئتی نبودم. هیئت رفتنم یک جورهایی شبیه آدم های معمولی جامعه بود که یک اسمی از امام حسین ( علیه السلام ) شنیده اند و گاهی هم دلشان لرزیده ، اما توی لندن بود که امام حسین ( علیه السلام ) را پیدا کردم و هیئتی شدم.
منبع : کتاب " موکب آمستردام "
به قلم : بهزاد دانشگر
انتشارات مانا / ص 60
موضوعات مرتبط: کتاب ، فرهنگی ، مذهبی ، برگزیده ای از کتابها
برچسب ها: هیئت , روضه , امام حسین , علیه السلام
تاريخ : ۱۴۰۰/۰۷/۰۱ | 8:6 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By Pichak :.