درباره وب

سرنوشت شما را دو چیز مشخص می کند:
1- انسانهایی که در طول عمر خود ملاقات می کنید.
2- کتابهایی که در طول عمر خود مطالعه می کنید.

 

لینک دوستان
جستجوی وب
لینک های مفید



مداح هر چه خواند کسی گریه نکرد.از گودال و خیمه ها و خار مغیلان و هر چه بلد بود . صدایش داشت می گرفت. پیرمردی که کنارش بود گفت : " پسرم!  تا گلو تر کنی، من چند بیت بخوانم؟ "

مداح گفت: " بله پدر جان ! بفرمایید . . . "

پیرمرد شروع کرد.

- علی اکبر من / شبه پیمبر من . . .

جمعیت زیر و رو شد. مثل ابر بهار گریه می کردند. مداح از دهیار پرسید: " کربلایی! این پیرمرد را می شناسید؟ "

دهیار گفت : " پدر چهار شهید است. "

 

منبع : کتاب " محموعه داستانک های عاشورایی ده "

انتشارات سوره مهر ص 39


موضوعات مرتبط: ادبی ، مذهبی
برچسب ها: حضرت علی اکبر , شهادت , داستانک , پدر شهید

تاريخ : ۱۴۰۰/۰۵/۲۶ | 9:9 | نویسنده : |